نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 88 دی 9 توسط علی صداقت
| نظر
چرا مدالهای طلا نصیب چین میشود؟

داد میزنه گریه میکنه فایده نداره باید یاد بگیره

چهره اولی بیچاره رو ببین

کمر بیچاره رو شکوند

تمرین عضلات شکم

حتی بعد از تمرین ودر حال خوردن غذا از درد گریه میکند

دستهایشان راملاحظه کنید؟

تحمل کن صبر داشته باش قهرمان
...
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 88 دی 8 توسط علی صداقت
| نظر
زرنگ بازی یک هموطن............. ((بخونید جالب))
حتما ماجرای راننده ایرانی در کانادا را شنیدهاید که دنده عقب میرفته که به ماشین یک کانادایی میزند و پلیس که میآید، از راننده ایرانی عذرخواهی میکند و میگوید " لابد راننده کانادایی مست است که مدعی شده شما دنده عقب میرفتید!"
حالا اتفاق جالبتری در اتوبان اصفهان رخ داده: یکی از هموطنای ما توی اتوبان با سرعت ??? کیلومتر در ساعت می رفته که پلیس با دوربینش شکارش می کند و ماشینش را متوقف می کند. پلیس میآید کنار ماشین و میگوید:
"گواهینامه و کارت ماشین!" هموطن با لهجه غلیظی میگوید:" من گواهینامه ندارم. این ماشینم مالی من نیست. کارتا ایناشم پیشی من نیست.
من صاحَب ماشینا کشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم! حالاوَم داشتم میرفتم از مرز فرار کونم، شوما منا گرفتین."
مامور پلیس که حسابی گیج شده بوده بیسیم میزند به فرماندهاش و عین قضیه را تعریف میکند و درخواست کمک فوری میکند.
فرمانده اش هم میگوید که او کاری نکند تا خودش را برساند! فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل میرساند و به راننده هموطن میگوید:
آقا گواهینامه؟ هموطنه گواهینامه اش را از توی جیبش در میآورد و میدهد به فرمانده. فرمانده میگوید: کارت ماشین؟ هموطنه کارت ماشین را که به نام خودش بوده از جیبش در میآورد و میدهد به فرمانده.
فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی نیافته، عصبانی دستور میدهد راننده در صندوق عقب را باز کند. هموطنه در را باز میکند و فرمانده میبیند که صندوق هم خالی است.
فرمانده که حسابی گیج شده بوده، به راننده هموطن میگوید:" پس این مأمور ما چی میگه؟!"
هموطن میگوید: "چی میدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم میخواد بگد من داشتم ??? تا سرعت میرفتم؟" |
...
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 88 دی 3 توسط علی صداقت
| نظر
سلام امام حسین علیه السلام بدین جهت مظلوم خوانده مى شود که حق ولایت و زعامت بر مسلمین که بارزترین حق اباعبدالله بود از او ستانده شد علاوه بر ان که حقى نیز بر عموم مسلمانان داشت و ان عبارت بود از شناختن و محبت وى که متأسفانه به جهت تبلیغات سو ، موقعیت، معنویت و جایکاه رفیع و بلند ایشان نزد مسلمانان، ادا نشد و با حجابهاى ظلمانى مثل جهالت، خباثت، خیانت، مقام منیع او بوشانده شد کشته شدن امام حسین علیه السلام در مقابل این دو ظلم ناچیز است، کشتن وى بزرگترین ظلم به وى نبود بلکه نشناختن و نشناساندنش بزرگترین ظلم به ایشان در تاریخ بشریت بوده و هست البته نحوه به شهادت رساندن امام حسین علیه السلام و خانواده اش به شکلى بود که دل هر انسان ازاده اى را به درد مى اورد
عاشورا وضعیت خاص و منحصر به فردى را داشت و دارد وضعیت خاص جهان اسلام و مسلمانان، ظلمهاى فراوان حاکمان مسلمانان، تحقیر امت اسلامى، سلب امنیت، تشدید ظلم علیه شیعیان، به فراموشى سبرده شدن امر به معروف و نهى از منکر، شیوع بدعتها، اخلال در وحدت مسلمانان، فراموشى اخلاق اسلامى، موقعیت خاص اباعبدالله الحسین علیه السلام از جهت تنهایى و مظلومیت، دو رو بودن مسلمانان با امام حسین علیه السلام، نوع جنک و برخورد با امام و خانواده اش، همه و همه شکل خاصى به این حادثه داده است از طرفى رسول اکرم صلى الله علیه و اله و حضرت على و فاطمه و حسن علیهم السلام و امامان بعد از امام حسین علیه السلام به خاطر همین ابعاد خاص و منحصر به فرد قصه کربلا این همه بر احیاى ان در قالب عزادارى تأکید فرموده اند (بحار الانوار، ج 44، ص 223 ، 243، 244، 245، 281، 282، 289، و)
همانطورى که امام صادق علیه السلام فرمودند: لا یوم کیومک یا اباعبدالله (امالى، ص 77)
سخنان بزرگان درباره محرم ...............
شهید مطهری می فرمایند: استمرار عاشورا به خاطر آموزندگی آن است، به خاطر آن است که یک درس تاریخی بسیار بزرگ است. برای اینکه یک درس را انسان مورد استفاده خودش قرار بدهد، اول باید آن درس را بفهمد و حل کند
مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند: اگر به تحلیل ظاهری قضیه نگاه کنیم، این قیام، قیام بر علیه حکومت فاسد و ضد مردمی یزید است اما در باطن یک قیام برای ارزشهای اسلامی و برای معرفت و ایمان و برای عزّت است. برای این است که مردم از فساد و زبونی و پستی و جهالت نجات پیدا کنند.. ... اگر ما پیام امام حسین را زنده نگه میداریم، اگر نام امام حسین علیه السلام را بزرگ می شماریم، اگر این نهضت را حادثه عظیم انسانی در طول تاریخ میدانیم و برای آن ارج مینهیم، برای این است که یادآوری این حادثه به ما کمک خواهد کرد که حرکت کنیم و جلو برویم و انگشت اشاره امام حسین علیه السلام را تعقیب کنیم و به لطف خدا به آن هدفها برسیم.
دکتر شریعتی از امام حسین (ع) میگوید... مصلحت گویی خوشایند است و فریب دادن و دروغ بافتن و تایید و تعریف کردن شیرین، اما حقیقت تلخ است. بگذارید... تلخ و تند و راست و صاف بگوییم که: "سرطان... سخت پیش رفته است. فرصت کم است و فاجعه سنگین
- اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت و اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت - خدایا! به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفش های او راه بروم.- حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند! ....
(التماس دعا)
...
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 88 دی 1 توسط علی صداقت
| نظر
حاضر جوابی برنارد شاو در مقابل یک نویسنده جوان
روزی روزگاری نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:
«شما برای چی می نویسید استاد؟»
برنارد شاو جواب داد:
«برای یک لقمه نان.»
پسره بهش برخورد. پس توپید که:
«متاسفم. برخلاف شما ما برای فرهنگ می نویسیم.»
و برنارد شاو گفت:
«عیبی ندارد پسرم. هر کدام از ما برای چیزی می نویسیم که نداریم.»
...
|