سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دنبال عدالت
 
نوشته شده در تاریخ شنبه 90 شهریور 12 توسط علی صداقت | نظر بدهید

داستان هایی از عدالت حضرت علی (ع) در دوران رسالت

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم :
«على (ع) در اجراى دستور خدا بسیار دقیق وسخت گیر است و هرگز تملق و مداهنه در زندگى او راه ندارد.»

کسانى که در زندگى هدف مقدسى را دنبال مى ‏کنند و براى وصول به آن شب و روز مى ‏کوشند ، در برابر امورى که با هدف آنان اصطکاک داشته باشد نمى ‏توانند بى طرف بمانند. این افراد در طى مسیر خود تا هدف ، مهر و علاقه گروهى و قهر و غضب گروه دیگرى را بر مى انگیزند. در این راه پاکدلان و روشن ضمیران فریفته دادگرى وسختگیری هاى او مى ‏شوند ولى افراد بى تفاوت و غیر مسلکى از تضییقات و عدالت او ناراحت مى‏ گردند.

گروهى که با نیک و بد گرم مى‏ گیرند و با مسلمان و غیر مسلمان مى ‏سازند و نمى ‏خواهند خشم و کینه احدى را بر انگیزند ، نمى ‏توانند افراد هدفمند و مسلکى باشند. زیرا سازشکارى با تمام طبقات ، جز نفاق و دو رویى نیست.
در دوران حکومت امیرمؤمنان - علیه السلام شخصى فرماندار محل خود را ستود و گفت که همه طبقات از او راضى هستند. امام - علیه السلام فرمود : معلوم مى‏ شود که وى فرد عادلى نیست ، زیرا رضایت همگانى حاکى از سازشکارى و نفاق و عدم دادگرى اوست ، والا همه افراد از او راضى نمى‏ شوند.

امیر مؤمنان - علیه السلام یکى از آن مردان است که مهر وعاطفه دادگران پارسا و افتادگان پاکدل را برانگیخت و متقابلا شعله خشم و غضب حریصان و قانون شکنان را در سینه هاشان بر افروخت.

آوازه عدالت و تقید شدید امام - علیه السلام به رعایت اصول و قوانین ، مخصوص به دوره حکومت او نیست. اگر چه بیشتر نویسندگان و گویندگان ، هنگامى که از دادگرى و پارسایى امام سخن مى ‏گویند ، غالبا به حوادث دوران حکومت او تکیه مى ‏کنند ، زیرا زمینه بروز این فضیلت عالى انسانى در دوران حکومت آن حضرت بسیار مهیا بود. اما عدالت و دادگرى امام - علیه السلام و سختگیرى و تقید کامل او به رعایت اصول ، از عصر رسالت ، زبانزد خاص وعام بود. از این رو ، افرادى که تحمل دادگرى امام را نداشتند ، گاه و بیگاه ، از حضرت على - علیه السلام به پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم شکایت مى ‏بردند و پیوسته با عکس العمل منفى پیامبر ، و اینکه حضرت على - علیه السلام در رعایت قوانین الهى سر از پا نمى ‏شناسد ، روبرو مى ‏شدند. در تاریخ زندگانى امام - علیه السلام در عصر رسالت‏ حوادثى چند به این مطلب گواهى مى ‏دهد و ما براى نمونه دو حادثه را در اینجا نقل مى ‏کنیم :

1 - در سال دهم هجرت که پیامبر گرامی صلى الله علیه و آله و سلم عزم زیارت خانه خدا داشت ‏حضرت على - علیه السلام را با گروهى از مسلمانان به یمن اعزام کرد. حضرت على - علیه السلام مامور بود در بازگشت از یمن پارچه هایى را که مسیحیان نجران در روز مباهله تعهد کرده بودند از ایشان بگیرد وبه محضر رسول خدا برساند. او پس از انجام ماموریت آگاه شد که پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله و سلم رهسپار خانه خدا شده است. از این جهت مسیر خود را تغییر داد و رهسپار مکه شد. آن حضرت راه مکه را به سرعت مى ‏پیمود تا هرچه زودتر به حضور پیامبر برسد و به همین جهت پارچه‏ ها را به یکى از افسران خود سپرد و از سربازان خویش فاصله گرفت تا در نزدیکى مکه به حضور پیامبر رسید. حضرت از دیدار او فوق العاده خوشحال شد و چون او را در لباس احرام دید از نحوه نیت کردن او جویا شد. حضرت على - علیه السلام گفت : من هنگام احرام بستن گفتم بار الها ! به همان نیتى احرام مى ‏بندم که پیامبر احرام بسته است.

حضرت على - علیه السلام از مسافرت خود به یمن و نجران و پارچه هایى که آورده بود به پیامبر گزارش داد و سپس به فرمان آن حضرت به سوى سربازان خود بازگشت تا به همراه آنان مجددا به مکه باز گردد. وقتى امام - علیه السلام به سربازان خود رسید ، دید که افسر جانشین وى تمام پارچه ‏ها را در میان سربازان تقسیم کرده است و سربازان پارچه‏ ها را به عنوان لباس احرام بر تن کرده ‏اند. حضرت على - علیه السلام از عمل بى مورد افسر خود سخت ناراحت‏ شد وبه او گفت :
چرا پیش از آنکه پارچه‏ ها را به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم تحویل دهیم آنها را میان سربازان تقسیم کردى؟
وى گفت : سربازان شما اصرار کردند که من پارچه ‏ها را به عنوان امانت میان آنان قسمت کنم و پس از مراسم حج ، همه را از آنان باز گیرم. حضرت على - علیه السلام پوزش او را نپذیرفت و گفت : تو چنین اختیارى نداشتى.
سپس دستور داد که پارچه‏ هاى تقسیم شده تماما جمع آورى شود تا در مکه به پیامبر گرامى تحویل گردد. (1)

گروهى که پیوسته از عدل و نظم و انضباط رنج مى ‏برند و مى‏ خواهند که امور همواره بر طبق خواسته‏ هاى آنان جریان یابد به حضور پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم رسیدند و از انضباط و سختگیرى حضرت على - علیه السلام شکایت کردند.
ولى آنان از این نکته غفلت داشتند که یک چنین قانون شکنى و انعطاف نابجا ، به یک رشته قانون شکنی هاى بزرگ منجر مى ‏شود.

از دیدگاه امیر مؤمنان - علیه السلام یک فرد خطاکار (خصوصا خطاکارى که لغزش خود را کوچک بشمارد) مانند آن سوار کارى است که بر اسب سرکش و لجام گسیخته اى سوار باشد که مسلما چنین مرکب سرکشى راکب خود را در دل دره و بر روى صخره ‏ها واژگون مى ‏سازد. (2)

مقصود امام از این تشبیه این است که هرگناهى ، هرچند کوچک باشد ، اگر ناچیز شمرده شود گناهان دیگرى را به دنبال مى ‏آورد و تا انسان را غرق گناه نسازد و در آتش نیفکند دست از او بر نمى ‏دارد. از این جهت ‏باید از روز نخست پارسایى را شیوه خویش ساخت و از هر نوع مخالفت ‏با اصول و قوانین اسلامى پرهیز کرد.

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم که از کار حضرت على - علیه السلام و دادگرى او کاملا آگاه بود یکى از یاران خود را خواست و به او گفت که میان این گروه شاکى برو و پیام زیر را برسان :
از بدگویى در باره حضرت على - علیه السلام دست ‏بر دارید که او در اجراى دستور خدا بسیار دقیق و سختگیر است و هرگز در زندگانى او تملق و مداهنه وجود ندارد.

2 - خالد بن ولید از سرداران نیرومند قریش بود. او در سال هفتم هجرت از مکه به مدینه مهاجرت کرد وبه مسلمانان پیوست. ولى پیش از آنکه به آیین توحید بگرود کرارا در نبرد هایى که از طرف قریش براى برانداختن حکومت نو بنیاد اسلام برپا مى ‏شد شرکت مى ‏کرد. هم او بود که در نبرد احد بر مسلمانان شبیخون زد و از پشت‏ سر آنان وارد میدان نبرد شد و مجاهدان اسلام را مورد حمله قرار داد. این مرد پس از اسلام نیز عداوت و دشمنى حضرت على - علیه السلام را فراموش نکرد و بر قدرت بازوان و شجاعت‏ بى نظیر امام رشک مى ‏برد.
پس از درگذشت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ، به دستور خلیفه وقت تصمیم بر قتل حضرت على - علیه السلام گرفت ولى به عللى موفق نشد. (3)

احمد بن حنبل در مسند خود مى ‏نویسد :
پیامبر اکرم حضرت على را در راس گروهى که در میان آنان خالد نیز بود به یمن اعزام کرد. ارتش اسلام در نقطه ‏اى از یمن با قبیله بنى زید به نبرد پرداخت و بر دشمن پیروز شد و غنایمى به دست آورد. روش امام - علیه السلام در تقسیم غنایم مورد رضایت ‏خالد واقع نشد و براى ایجاد سوء تفاهم میان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم وحضرت على - علیه السلام نامه اى به رسول خدا نوشت و آن را به بریده سپرد تا هرچه زودتر به حضور پیامبر برساند.
بریده مى ‏گوید : من با سرعت‏ خود را به مدینه رسانیدم و نامه را تسلیم پیامبر کردم. آن حضرت نامه را به یکى از یاران خود داد تا براى او بخواند. چون قرائت نامه به پایان رسید ، ناگهان دیدم که آثار خشم در چهره پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ظاهر شد.
بریده مى ‏گوید : از آوردن چنین نامه اى سخت پشیمان شدم و براى تبرئه خود گفتم که به فرمان خالد به چنین کارى اقدام کرده ‏ام ومرا چاره اى جز پیروى از فرمان مقام بالاتر نبود.
او مى ‏گوید : پس از خاتمه کلام من لحظاتى سکوت بر مجلس حکومت کرد.
ناگهان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم سکوت را شکست و فرمود :
درباره على بدگویى مکنید : «فانه منی و انا منه و هو ولیکم بعدی‏»
او از من و من از او هستم و او زمامدار شما پس از من است.

بریده مى ‏گوید : من از کرده خود سخت نادم شدم و از محضر رسول خدا درخواست کردم که در حق من استغفار کند.
پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود تا على نیاید و به چنین کارى رضا ندهد هرگز در حق تو طلب آمرزش نخواهم کرد. ناگهان حضرت على - علیه السلام رسید و من از او درخواست کردم که از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم خواهش کند که در باره من طلب آمرزش کند. (4) این رویداد سبب شد که بریده دوستى خود را با خالد قطع کند و دست ارادت و اخلاص به سوى حضرت على - علیه السلام دراز کند تا آنجا که پس از درگذشت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ، وى با ابوبکر بیعت نکرد و یکى از آن دوازده نفرى بود که ابوبکر را در این مورد استیضاح کرد و او را به رسمیت نشناخت. (5)





...

درباره وبلاگ

ااز مولا علی (ع) سوال شد که میان حق و باطل چه اندازه است ؟ امام (ع) فرمودند : چهار انگشت. امام (ع) دست خود را میان گوش و چشمانش گذاشت و فرمود : هرچه را با چشم دیدی درست است و هرچه را به گوش شنیدی بیشترش نادرست است و دروغ است. خصال الصدوق جلد 1 صفحه 220
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
پیوند ها
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
کل بازدید : 119474
بازدید امروز :51
بازدید دیروز : 44
تعداد کل پست ها : 90
لوگو دوستان
««««« آخرالزمان »»»»»
جاده های مه آلود
هه هه هه.....
نهان خانه ی دل
● بندیر ●
جبهه وبلاگی غدیر
مهر بر لب زده
رقصی میان میدان مین
وبلاگ شخصی مهندس محی الدین اله دادی
کانون فرهنگی شهدا
****شهرستان  بجنورد****
آخرالزمان و منتظران ظهور
آقاشیر
دانلود بازی موبایل بازی موبایل بازی موبایل بازی موبایل
بوی سیب
جاده مه گرفته
شبستان
ختم قرآن ، ختم صلوات --- توشه آخرت
نه/ دی/ هشتاد و هشت
هر چی تو فکرته
کلبه حقیرانه من
پاتوق دخترها وپسرها
« عــــــفـــــــاف و حـــــجــــــاب »
سوادکوهی ریکا
نوستالوژی دل ....
راه و راهنما
پر شکسته
انتظار نور
برو بچه های ارزشی
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
داود ملکزاده خاصلویی
عکس
امیدزهرا   omidezahra
صبح دیگری در راه است ....
PATRIS
حرف های قشنگ
همه رقم  مفت!!!!!
شمیم انتظار
من گذشته من
هر روز به روزیم
صرفا جهت اطلاع
عشق طلاست
هر چی بخوای هست فقط اگر مشکلی داره به خودم بگ&
کلبه تنهایی
دکتر علی حاجی ستوده
تکنیک های تست زنی ، جزوات کنکور ، سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی
خـــوش آمدیــــد....
یا زهرا (س) مدد
باران
اردبیل شهری برای همه
همه چی پیدا میشه ( جک شعر ظنز عکس )
فیلم، کارتون، سریال، موسیقی، پاپ، ایرانی
دانشـــــــــمندی برای تمــــــــام فصــــــــــول
سیمرغ
ترنج
موج آزاد اندیشی اسلامی
زندگی باید کرد...
فاااااصله...
*** تا همیشه با تو ***
سوز و گداز
رایحه ظهور به مشام می رسد! از کجاست؟
امکانات جانبی