سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دنبال عدالت
 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89 خرداد 26 توسط علی صداقت | نظر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امیر قلعه نوعی سرمربی یه تیم دولتی به نام سپاهان

حقوق و مزایا سالانه یک میلیاردو دویست میلیون تومان

و ماهانه یک میلیون تومان بیشتر

 و سر موقع باید پرداخت بشه وگر نه در تمرینات

شرکت نمیکنه و فیفا و فدراسیون فوتبال و دولت هم ازاون حمایت میکنند.

ولی امیر خان اگه اخراج بشه توسط حامیانش تمام حق و حقوقش                   

رو میگیره .

 

      حاج علی فدایی کارگر دولت شاغل در شهرداری

        که سالانه حقوق دو میلیون پانصد هزار تومان میگیره

        و اگه دیر شد باید از این و اون قرض بگیره

       چون حق اعتراض نداره و حامی هم نداره.

 

شما قضاوت کنید که پول بیت المال در جیب این فوتبالیستها و مربی چقدر میره  پولی که به نوعی متعلق به ماست  متعلق به حاج علی است ولی او سخت کار میکنه و حقش رو نمیتونه بگیره  و متاسفانه یه مربی  چه پول ها که نمیگیره اشکال کار کجاست.( به نظر شما کدام سخت کار میکنه.)




...

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 89 خرداد 23 توسط علی صداقت | نظر بدهید

مردی که 70 سال است آب و غذا نخورده است؟

 

 

دانشمندان ارتش هندوستان در حال مطالعه روی مرد 82 ساله هستند که ادعا می‌شود 70 سال است آب و غذا نخورده است.

پراهلاد جانی اکنون در یک بیمارستان در احمدآباد گرجارات نگهداری شده و توسط سازمان تحقیقات دفاعی هندوستان به شدت تحت نظر است.

او اکنون 6 روز است که در این مرکز و تحت نظارت شدید نگهداری می‌شود و پزشکان اعلام کردند بعد از این مدت بدن او هیچ نشانه ای از گرسنگی یا نیاز به آب نشان نداده است.

ادعا شده است که این مرد از سن 7 سالگی خانه خود را ترک کرده و مانند یک انسان مقدس هندی زندگی کرده است.به این انسان‌ها اصطلاحات "breatharian" گفته می‌شود که می‌توانند فقط با تکیه بر نیروی زندگی روحانی خود به زندگی ادامه دهند.

او معتقد است که یک الهه اکسیری را از سوراخی در سقف دهانش به بدن او می‌ریزد.این ادعا توسط یک پزشک هندی که مطالعاتی در مورد قابلیت‌های ماوراء طبیعی این افراد داشته است تائید شده است.

دانشمندان سازمان توسعه تحقیقات دفاعی هندوستان ، هواپیماهای بدون سرنشین ، موشک‌های بالستیک بین قاره ای و انواع جدیدی از بمب‌ها را می‌سازند.آن‌ها معتقدند آقای پراهلاد می‌تواند به آن‌ها آموزش دهد که چگونه می‌توان در زمان‌های بحرانی بدون وجود غذا تا مدت‌های طولانی به زندگی ادامه داد.

دکتر ایلاواژاگان مدیر روان‌شناسی و علوم مرتبط موسسه دفاعی در این باره گفت : در صورتی که این ادعا تائید شود ، یک کشف جدید در دنیای پزشکی خواهد بود.

با کمک آن می‌توان جان انسان‌ها را در حین بلایای طبیعی نجات داد.ما می‌توانیم به انسان‌ها تکنیک‌هایی آموزش دهیم که در شرایط سخت و دشوار بدون آب و غذا به زندگی خود ادامه داده و نجات پیدا کنند.

تا کنون و بعد از گذشت 6 روز آقای پراهلاد به خوبی دوام آورده است و جالب این جاست که هیچ چیزی نیز از بدن او دفع نشده است . او کاملا سالم و سرحال است و هیچ نشانه از رخوت و بیحالی در او دیده نمی‌شود.

پزشکان تصمیم دارند نظارت خود را تا 15 روز دیگر ادامه دهند که در طی این مدت باید علائمی مانند از دست دادن ماهیچه‌ها ، کم‌‌آبی شدید ، کاهش وزن و از کار افتادن اندام های حیاتی بدن ظهور پیدا کند.

البته در هندوستان افرادی هستند که برای مدت‌های طولانی و تا 8 روز آب و غذا نمی‌خوردند و به اعمال مذهبی خود می‌پردازند.اکثر‌ انسان‌ها نمی‌توانند بدون غذا تا 50 روز دوام بیاورند . بیش‌ترین رکورد گرسنگی در جهان 74 روز بوده است.

www.niksite.com




...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 89 خرداد 18 توسط علی صداقت | نظر

رنگ عشق

 

 

 

دختری بود نابینا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »

***
و چنین شد که آمد آن روزی
که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

***
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نابینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست

***
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »




...

نوشته شده در تاریخ شنبه 89 خرداد 8 توسط علی صداقت | نظر

..:: زندگی خروسی ::..

 

 

 

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد.
بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.

یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد.
جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت: ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.
مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند: تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد.
اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد.
اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.

تو همانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن...

نویسنده: گابریل گارسیا مارکز




...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 89 خرداد 4 توسط علی صداقت | نظر
آموخته ام که .....
با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید
ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.

آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت
آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم
آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم
آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است
آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند
آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند
آموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم
آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد
آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد
آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم
آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم
آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.




...

درباره وبلاگ

ااز مولا علی (ع) سوال شد که میان حق و باطل چه اندازه است ؟ امام (ع) فرمودند : چهار انگشت. امام (ع) دست خود را میان گوش و چشمانش گذاشت و فرمود : هرچه را با چشم دیدی درست است و هرچه را به گوش شنیدی بیشترش نادرست است و دروغ است. خصال الصدوق جلد 1 صفحه 220
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
پیوند ها
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
کل بازدید : 123637
بازدید امروز :59
بازدید دیروز : 53
تعداد کل پست ها : 90
لوگو دوستان
آخرالزمان و منتظران ظهور
جاده های مه آلود
««««« آخرالزمان »»»»»
هه هه هه.....
نهان خانه ی دل
● بندیر ●
جبهه وبلاگی غدیر
مهر بر لب زده
رقصی میان میدان مین
وبلاگ شخصی مهندس محی الدین اله دادی
کانون فرهنگی شهدا
****شهرستان  بجنورد****
آقاشیر
دانلود بازی موبایل بازی موبایل بازی موبایل بازی موبایل
بوی سیب
جاده مه گرفته
شبستان
ختم قرآن ، ختم صلوات --- توشه آخرت
نه/ دی/ هشتاد و هشت
هر چی تو فکرته
کلبه حقیرانه من
پاتوق دخترها وپسرها
« عــــــفـــــــاف و حـــــجــــــاب »
سوادکوهی ریکا
نوستالوژی دل ....
راه و راهنما
پر شکسته
انتظار نور
برو بچه های ارزشی
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
داود ملکزاده خاصلویی
عکس
امیدزهرا   omidezahra
صبح دیگری در راه است ....
PATRIS
حرف های قشنگ
همه رقم  مفت!!!!!
شمیم انتظار
من گذشته من
هر روز به روزیم
صرفا جهت اطلاع
عشق طلاست
هر چی بخوای هست فقط اگر مشکلی داره به خودم بگ&
کلبه تنهایی
دکتر علی حاجی ستوده
تکنیک های تست زنی ، جزوات کنکور ، سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی
خـــوش آمدیــــد....
یا زهرا (س) مدد
باران
اردبیل شهری برای همه
همه چی پیدا میشه ( جک شعر ظنز عکس )
فیلم، کارتون، سریال، موسیقی، پاپ، ایرانی
دانشـــــــــمندی برای تمــــــــام فصــــــــــول
سیمرغ
ترنج
موج آزاد اندیشی اسلامی
زندگی باید کرد...
فاااااصله...
*** تا همیشه با تو ***
سوز و گداز
رایحه ظهور به مشام می رسد! از کجاست؟
امکانات جانبی